بعد از سربازی و درس خوندن برای آزمون وکالت و دو هفته ای گیج زدن و دنبال کار خوب گشتن ، بالاخره یه جایی پیدا کردم که برام مناسب باشه . محل کار قبلیم که یه شرکت فنی مهندسی بود و اکثر کارش ساختمان سازی بود خیلی غیر قابل تحمل شده بود ، چون من مدیر حقوقی بودم و هر بخت برگشته ای که از اونا ساختمان خریده بود یا قرارداد پیمانکاری داشت یا کارمند اونجا بود هر روز به من مراجعه می کردو از تمام بدبختبای زندگی از گران شدن تخم مرغ گرفته تا طلا و سکه و از ندادن وام خرید مسکن تا بردن این سه هزار میلیارد و آخرش خواهش و التماس که نمی تونم به موقع مبلغ قرارداد رو پرداخت کنم یا قرارداد مارو یه جوری تمدید کن یا فلان پیمانکاری رو بدین به داداش من . بعضی از دوستان شاهدن ...
تنها خوبیش این بود که چهار سالی بود باهاشون همکار و دوست بودیم و کلی خاطره داشتیم .
حالا اینجایی که امدم یه مرکز پژوهشی مطالعاتی در امور حقوقییه ، منم دو روزیه مشغول شدم . محیطش خیلی بهتره آدمای دوروبرت یکسره درباره چک برگشتی و گرونی بازارو قیمت سنگ و سیمان و میل گرد صحبت نمی کنن ، همینش کلیه ...
.: Weblog Themes By Pichak :.
