تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٦ | ٩:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : مرتضی

نظر به این امر که خاطرات زیاد و ، در خواست دوستان پی در پی و بنده هم خسته و بی حوصله و دمدمی مزاج خلاصه ای را برایتان نوشتیم باشد درسی باشد برای دیگران .

خاطره اول : مسئولم بهم گفت جزوه هات رو بهم بده برای آزمون ارشد می خواهم شرکت کنم دادم ولی دو روز ممنوع الخروج شدم ...

خاطره دوم : از مسئولم یه اشتباه دیدم بهش گفتم یه پس گردنی محکم خوردم ...

خاطره سوم : یه شب تو پست خوابم برد فرداش بهم یک روز مرخصی تشویقی دادن ...

خاطره چهارم : مسئولم ازم چایی خواست دم نکشیده بود به جاش داد کل سالن رو تی کشیدم ...

خاطره پنجم : گفتن سربازا اگه مشکلی هست بگن و انتقاد کنن ، نگفتم سه روز پست تنبیهی خوردم ...

لطفا نتیجه اخلاقی این خاطرات رو برام بنویسید تا منم بفهمم.